عشق های بی سر و صدا

اگر عاشقی همین جا بمون و از جات تکون نخور!این وبلاگ بوی عشق میدهد...

خسته ام...
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: غمگین ، عاشقانه ، دلتنگی ، جدایی

خستم کردی....

از این همه بی اعتنایی...

از این همه بی انصافی...

چرا؟؟؟؟؟!!!!!!!!!....

اشکامو نمی بینی گلم..که چه غریبانه زیر این بارون پاییزی محو میشن؟؟؟

دیگه نم بارون برام حسی نداره...

دست خودم نیست...وقتی شونه هات نیست که سرمو روشون بذارم....نمی تونم گریه هامو پنهون کنم!

اخه میدونی وقتی سرمو میذاشتم رو شونه هات کسی نمی فهمید گریه میکنم...حتی خودت عزیز دلم!

پس کجاست اون ادمی که وقتی اشکامو میدید غرق غم میشد؟

تو نبودی گفتی هزار بار حاضری بخاطر داشتنم اشک بریزی..؟؟!!

کجاست اشکات؟من هنوزم همونم...همون که میگفتی می خوای تا اخر پاش وایسی... حتی شیرین تر از گذشته...گریه