رفتی...

رفتی،تنها گذاشتی،ندیدی...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اشکامو میگم!

حتی بهم نگفته بودی..........

جلوی پاش زانو زدی؟

جلوی پای کی؟!

تا حالا از ته دل بغلم نکرده بودی...

عزیزم چقد وقتی بغلت بود زیبا فشردیش...!

یه لحظه حسودی کردم..خب حواسم نبود عشقم...یادم رفته بود تو مال اونی...

حالا از ته دل می خندم...

/ 2 نظر / 24 بازدید
غریب

(خندیدم و رفتم) دست تو بدست دگری دیدم و رفتم عشق تو به دلدار تو بخشیدم و رفتم آشفته و لرزان و سرافکنده و مجنون چون بید زبیداد تو لرزیدم و رفتم چون رعد سر راه تو بس نعره کشیدم چون برق به یک لحظه درخشیدم و رفتم چون اشک که از دیده فرو بارد و ریزد بر خاک سر کوی تو غلتیدم و رفتم از ناله ی سوزنده ی دل سوخت وجودم همراه دل از دست تو نالیدم و رفتم دیدم که هلاک من و دل بود پسندت من نیز پسند تو پسندیدم و رفتم لبخند تو را دیدم و با دیده ی پر اشک بر عهد تو و عشق تو خندیدم و رفتم با درود و احترام:غریب

اوا

liiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiikkkkkkkkkkkkkkkkkkeeeeeeeeeeee